الملا فتح الله الكاشاني

208

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

جامع دهنيت و صبغيت است كه هم بدان روغن چراغ توان افروخت و هم از ان نان و خورش توان ساخت چنان كه در انوار گويد كه صبغ معطوفست بر دهن و جارى بر اعراب آن مانند عطف احد وصفين شىء بر ديگرى اى ( تنبت بالشيء الجامع بين كونه دهنا يدهن به و يسرج منه و كونه ادا ما يصبغ فيه الخبراء يغمس فيه للايتدام ) و در مجمع و كشاف آورده كه بالدهن در محل حالست و تقدير اينكه تنبت و فيها الدهن و الصبغ و مىتواند بود كه باء تعديه باشد چون ذهبت بزيد يعنى ميروياند آن درخت دهن را و صبغ را يعنى چيزى را كه جامع اين دو چيز است و حقتعالى اختصاص نموده اين سه نوع فاكهه كه نخيل و زيتون و اعنابست بجهة آنكه اكرم و افضل شجراند و اجمع در منافع و وصف نخل و عنب فرمود به اينكه جامع امريناند كه ان فاكهه است كه به آن متفكه ميشوند و طعام است كه آن را اكل ميكنند رطبا و يابسا يعنى رطب است و عنب و تمر و زبيب و وصف زيتون كرده به آنكه دهن آن صالح استصباح و اصطباغ است و مرويست از پيغمبر ( ص ) كه الزيت من شجرة مباركة فاقدموا به و ادهنوا روغن زيت از درختى با بركت است به آن نان خورش سازيد و به خود ماليد و حق سبحانه وصف بركت آن فرموده در كريمهء يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ بعد از آن بيان نعمة ديگر ميفرمايد كه * ( وَإِنَّ لَكُمْ ) * و بدرستى كه مر شما راست * ( فِي الأَنْعامِ ) * در چهارپايان يعنى ابل و بقر و غنم * ( لَعِبْرَةً ) * چيزى كه بدان عبرت گيريد و بدان بر قدرت حضرت پروردگار استدلال كنيد و از جملهء آن اين است كه * ( نُسْقِيكُمْ ) * ميآشامانيم شما را * ( مِمَّا فِي بُطُونِها ) * از آنچه در شكم ايشانست يعنى شير خالص را كه در ضروع انها است سقاى شما گردانيديم و بكر نسقيكم ميخواند بفتح نون مشتق از سقى و فرق ميان سقى و اسقا در سورة النحل مذكور شده و من براى تبعيض است يا ابتدا * ( وَلَكُمْ فِيها ) * و مر شما را است در ايشان * ( مَنافِعُ كَثِيرَةٌ ) * منفعتهاى بسيار كه آن ركوب شما است بر بعضى از آنها و تحميل اثقال و احمال بر بعضى و اخذ نتايج از انسان و منتفع شدن باصواف و اشعار و او بار ايشان و غير آن * ( وَمِنْها تَأْكُلُونَ ) * و از ايشان يعنى از لحوم و رسوم ايشان ميخوريد و بايشان تحصيل معايش و ارزاق خود ميكنيد عَلَيْها و بر انها يعنى بر بعضى از آنها كه ابل و بقرند و اكثر بر آنند كه مراد ابلاند بجهة مناسبت انها بفلك و لهذا انها را گشتى بيابان گفته‌اند كما قال ( ذو الرمة سفينة بر تحت خداى زمامها ) يعنى شتران كشتيانند در خشكى عَلَى الْفُلْكِ و بر كشتىها در ترىحْمَلُونَ برداشته مىشويد يعنى شتر و كشتى شما را برميدارند و از موضعى بموضعى مىبرند و هذا كقوله تعالى وَحَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ و صاحب كشاف